أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

432

قانون ( فارسى )

آورد كه عبارت است از تف كردن كبره ، يا تف كردن چرك زخم ، يا تف كردن پاره‌هايى از قصبه . و اگر سرفه بعد از ريزش كردن مواد نزله‌هاى خورنده آيد ، يا سرفه در دنبال خون تف كردن باشد يا سرفه از اثر ورمها باشد . اگر سرفه خشك باشد ، بايد بدانى كه اكثرا از آن است كه نيروى رانندهء مادهء سرفه ناتوان است و از عهدهء بيرون راندن ماده برنمىآيد . كه اين بحث را در باب ويژه‌اى ياد مىگيرى ! سرفه‌اى كه از شراكت اندامان ديگر با ريه مىباشد از اين قرار است : علامت آنچه معده در آن سهيم است ؛ كه آن را از تشخيص دادن بيمارى معده مىتوان شناخت . آيا بيمارى معده از پرى است يا از گرسنگى ، يا از نوع غذاها بيمار شده است ؟ سرفه برحسب حال معده در فزونى و كاهش است . اما اكثرا در چنين حالتى هرگاه معده پر باشد ، سرفه برانگيخته مىشود و در وقت هضم خوراك سرفه فزونى مىيابد . اگر سرفه از مشاركت كبد با ريه است ، علامتهاى چگونگى كبد خود رهنماى آن هستند . اگر ورم گرم سبب سرفه شده است ، حتما تب همراه دارد . اگر ورم گرم نيست حتما احساس سنگينى مىشود . علاوه بر اين علامات ، بقيهء علاماتى را راهنما قرار داده كه آنها را خودت مىدانى ! و اين را بدان ! كه حرارت دارو يا هر چيز ديگر ، ماده را رقيق مىكند كه براى بيرون آمدن آمادگى داشته باشد . اما اگر حرارت زياد از حد بود و بسيار شديد ، ماده را مىخشكاند و نتوان از راه دهان آن را بيرون راند . حكايت چيزهاى سرد هم تا حدى شبيه به چيزهاى گرم است ، داروى سردى مانند : خشخاش ، آش حريره « 1 » ، ماده را گرد هم آورد و آماده مىسازد كه بيرون رود ، اما اگر زياد بخورند ماده را مىبندند . شربت حسل اگر منظور از نوشيدنش زدودن مادهء غليظ سرفه‌آور باشد ، بهترين زداينده است . اما اگر مادهء سرفه‌آور آبكى و رقيق است ، كارى از شربت حسل برنمىآيد . اگر تف كردن نه رقيق است و نه غليظ ( يعنى ميانهء رقيق و غليظ است ) ؛ بايد بدانى كه سبب سرفه زبرى سينه است و آن را با انگشت‌پيچها مداوا كن ! گاهى شخص تب‌دار در اثناى تب شروع به سرفه كردن مىكند . كارى كن كه سرفه آرام گردد ؛ چه اگر آرام نشود تب برمىگردد و از نو شروع مىشود . دارو يا خوراكيهاى بسيار گيرنده ، گدار ماده را كه بايد با تف برآيد تنگ مىنمايند . آب جو بهترين گردآورندهء مادهء تف كردنى است .

--> ( 1 ) - حريره : آش آرد و روغن ، يا آرد و شير ( المنجد ) . حريره : حلوا از آرد و مغز بادام و برنج و شكر . معين ) .